بهاییت 

نکته اي که در بحث و گفتگوي محترمانه به ذهن هر انسان خطور مي کند آن است که کدام کتاب آسماني و الهي مژ ده و بشارت به ظهور بهاءالله داده است؟ قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقين: (بگو بیاورید برهانتان را اگر راست میگویید) بدون ترديد در کتب عهد عتيق موجود نمي باشد

سوءاستفاده از واژه خاتَم و اراده باطل از اين سخن حق

در سوره مبارکه احزاب اين واژه شريف آمده در فرهنگهاي لغت عربي مانند لسان العرب ابن منظور آمده است : ختَم يختِم ختماً و ختاماً و الختَم و الخاتِم و الخاتَم و الخاتام : من الحلي کأنّه اوّل وهله خُتم به : به معني از زيبايي است گويا آن نخستين مرتبه چيزي است که بدان نيز پايان يافته است ( لسان العرب ابن منظور ماده ختم ) اين معني را قواميس ذيل نيز آورده اند

العين – خليل بن احمد/النوادر–ابوزيد انصاري/جمهره اللغه –ابن دريد /تهذيب اللغه-ازهري/الصحاح –جوهري/اساس البلاغه زمخشري/القاموس المحيط –فيروز آبادي/تاج العروس زبيدي/مفردات القرآن – راغب اصفهاني

و بسياري از کتب لغت عربي و تفسيري که اين معني را تاييد نمودند . با اين معني فرقه بهاييت که معتقد است اين واژه اسم فاعل نيست و معني پايان بخشي از آن اراده نمي شود نه تنها اثبات ظهور نيست بلکه اثبات ختم نبوت است چون پيامبر اعظم محمد ابن عبدالله صلي الله عليه و آله وسلم آخر نبوت است

در صورتي که اين معني را نپذيرند و اين واژه را به معني مهر و انگشتر بدانند بازهم چنانکه بر جامعه بشري و مناسبات انساني و اجتماعي حاکم است مهر را در پايان و ختم هر قرار داد و قانون مي زنند و سطو ر و مطالب بعد از آن فاقد هر گونه اعتبار است

چگونه است خط دهندگان فرقه بهاييت اين آيات الهي را

در قرآن نمي بينند

إنَّ الدين عند الله الاسلام ۩در حقيقت دين نزد خدا همان اسلام است (آل عمران : 19)رضيت لکم الاسلام دينا ۩و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم (مائده : 3) ۩ من يبتغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه و هو في الآخره من الخاسرين ۩و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است آل عمران : 85

در نزد فرقه بهاييت

سوره مبارکه بقره آيه شريفه 113 به اختلافات دو گروه يهود و نصاري اشاره دارد

و قالت اليهود ليست النصري علي شيءو قالت النصري ليست اليهود علي شيءو هم يتلون الکتاب

و يهوديان گفتند مسيحيان بر حق نيستند و مسيحيان گفتند يهوديان بر حق نيستند با آنكه آنان كتاب [آسمانى] را مى‏خوانند افراد نادان نيز [سخنى] همانند گفته ايشان گفتند پس خداوند روز رستاخيز در آنچه با هم اختلاف مى‏كردند ميان آنان داورى خواهد كرد

اين دو گروه در حالي که صاحب شريعت الهي مي باشند يکديگر را تحقير مي نمودند

فرقه بهاييت معتقد است

بديهي است حل اين اختلافات و بيان حقيقت مسائل بايستي در اين جهان شود تا شايد سبب هدايت شود . اين کيفيت در ظهور اعظم الهي و نزول آيات محکمه شريعت بهايي به تمام معني تحقق يافت

گلگشتي در قرآن مجيد –ص139-چاپ:کانادا

و گفته اند حل اين مشکلات در قرآن به قيوم قيامت موکول شد در حالي که در شريعت بهايي حل شد

جناب بهاء

پيروان شما شاهد جنگهاي جهاني اول و دوم و سوزاندن سه ميليون يهود در کوره هاي آدم سوزي نبودند ؟ و همين امروز شاهد هتاکي و بي حرمتي يهود و نصاري نسبت به هم نمي باشند

در يک انديشه عقلاني اين اختلاف موجود چگونه در فرقه بهاييت حل شده و کشور غاصب اسرائيل که به لحاظات مختلف مورد توجه اين فرقه است قادر به حل مشکلات فيمابين نمي باشد؟ چگونه همين رژيم غاصب از تفکرات شما استفاده نمي کند ؟ پس همان پيش بيني قرآني صحيح مي باشد

جناب بهاء

اگر قريب 170سال قبل اين موضوعات در ديدگاه شما بکر و جديد وبااستعانت حق با قلم شما نازل گرديد بهتر است بدانيد و به اتباع خود بگوييد 1200سال قبل از ولادت خودتان عرفاء و حکماء اسلام شکل کاملتر آنرا بيان نمودند که ازباب اختصار نام چند تن از اين بزرگان را که هرگز مانند …ادعايي ننمودند ياد آور مي شوم

رابعه عدويه – سفيان ثوري – فضيل عياض – معروف کرخي – با يزيد بسطامي – سري سقطي – سهل بن عبدالله تستري – جنيد بغدادي – شبلي – ابونصر سراج – ابوعلي دقاق – شيخ ابوالحسن خرقاني – شيخ ابوسعيد ابوالخير – خواجه عبدالله انصاري – امام محمد غزالي – احمد غزالي – شيخ احمد جام – سنايي غزنوي – عبدالقادر گيلاني – شيخ شهاب الدين سهروردي – ابوحفص سهروردي – شيخ عطار – ابن عربي

صدر الدين قونيوي – مولوي – حافظ – سعدي – محمود شبستري – صفي الدين اردبيلي –علاءالدوله سمناني –اوحدي – عماد فقيه – سيدقاسم انوار- جامي – شمس الدين لاهيجي و عثمان هجويري و غیره

ايرادات ادبي اقدس

اشکالات صرفي و نحوي و زبان شناسي و بلاغي در کتاب “اقدس “که در ديدگاه آنان منزل الهي است بسيارديده مي شود

چگونه تاکنون ابناءالبشر حتي يک اشتباه قابل اثبات از قرآن مطرح ننموده اند ولي هرکسي تنها با مطالعه يک دوره زبان وادبيات عربي متوجه بسيط ترين اشکالات مذکور در اين کتاب خواهد شد

اگر آسماني است چگونه اين همه اشکال وجود دارد ؟! آيا نعوذ بالله من الشيطان وشبهه دانش خداوند به هنگام نزول اين کتاب دچار نوسان مي شده؟ بنا براين خلاف اين مدعي به سهولت ثابت است

زبان اقدس

در قرآن کريم بيان شده: وماأرسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبّين لهم۩و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا برای آنان واضح کند. ابراهيم :4

آقا ميرزا حسينعلي خــــــــــان نـــــــوري مازندراني از توابع مازندران- که افتخار علوي بودن و اولين نژاد ايراني در محبت وعشق به اهل البيت عليهم السلام را دارند-مي بايست کتاب منزلش يا به لهجه مازندراني باشد يا به زبان فارسي . ولي چنانکه مشهود است به زبان عربي مي باشد

نيک مي دانيم تورات به زبان (عبري )و انجيل به زبان (سرياني ) و قرآن به زبان (عربي) و اقدس به زبان (عربي)! شايد شما نيز مانند نگارنده  اين مقال گمان کنيد “مردم مازندران وبه ديگر تعبير ايرانيان پارسي گوي در169 سال قبل عربي صحبت مي نمودند و دوباره ايراني گشتند؟و يا بايد و به ناچار به بطلان اين کتاب و..معتقد باشيم

رد نبوت بهاءاز زبان فرزندش

عبد البهاء غصن اکبر بهاءالله به ميرزا حسن نامي اطلاع داده است:ما داعيه نداريم ما که دعوي نبوت و امامت و رسالت نکرده ايم چه سؤالي وچه جوابي ؟من بنده اي از بندگان جمال مبارکم. ودر راه محبت در بين بشر خدمت مي کنم .آقاي ميرزا حسن اگر سؤ الي دارد علماءوفقهاءو حکماءدر عالم بسيارند مشکل غامضه و مطالب معضله حل مي کنند وما که دعوي علم و دانش نکرده ايم وبه ما چه کار دارد؟خاطرات نه ساله ص107

نوشته هاي عبد البهاء ويارانش تناقض دارد و آنانکه سخن او و پدرش را وحي ميدانند حکم دلسوزان مشفق تر از مادر دارند

ادعاي شگفت انگيز “خدا بودن(الوهيت)”جناب بهاءالله

در کتب فرقه ي بهاييت

قبل از بيان اين بخش استعاذه ميکنم و گويم :اعوذبالله من الشيطان الرجيم و شبهه . ميرزا حسينعلي خان نوري معروف به “بهاءالله”در کتاب “بديع”گفته:”انني انا الله لا اله الا انا کما قال النقطه (ميرزا علي محمد الشيرازي)من قبل و بعينه يقول من يأتي من بعد

بدون ترديد من خدا هستم و خدايي جزمن نمي باشد چنانکه ميرزا علي محمد شيرازي هم گفت خداست و بعد از اين افرادي مدعي اين مقام خواهند شد.  بديع –ص154

-عباس افندي در کتاب تاريخ صدر الصدور گفته:مقام حضرت اعلي ميرزا علي محمد الو هيت شهودي و مقام جمال اقدس و اقدم (ميرزا حسينعلي)احديت ذات هويت وجودي ورتبه اين عبد (عباس افندي)عبوديت حقيقي وهيچ تفسير و تاويلي ندارد! تاريخ صدر الصدور –ص207

جمال مبارک (ميرزا حسينعلي) در قصيده ورقاييه مي گويد : کل الالوه من رشح امري تالهت کل الربوب من طفح حکمي تربت همه خدايان از اثر من به خدايي مي رسند وتمام پروردگاران از ريزش حکم من به مقام ربوبيت رسيدند! مکاتيب –ج2-ص254/255

يکي از بهاييان از عبد البهاء پرسيد:مقصود ا زمالک دنيا در انجيل چيست؟ پاسخ داد:مالک دنيا جمال مبارک (ميرزا حسينعلي) است! مکاتيب –ج3-ص404

عباس افندي وخواهرش (ورقه عليا)بهاييان را به پرستش وبندگي وستايش بهاءالله تشويق مي کردند و عبوديت اغنام در برابر بهاءرا مي ستو دند و بهاييان را “بندگان جمال مبارک ابهي و بندگان صادق جمال مبارک “خطاب مي کردند!مکاتيب –ج2-ص56/ص12/14/33/37

اسجدوا الله ربکم العلي الاعلي الذي کان في جبروت البقاء باسم البهاءوفي ملکوت السماء بالعلي مذکورا

در برابر پروردگار علي اعلي سجده کنيد که در جبروت بقا آسمانها با نام بهاء است ودر ملکوت اسما بانام علي خوانده مي شود!مبين –ص167

هويت جناب بهاءالله با استفاده از کتب فرقه بهاييت

صفت ونعت عِلّيه از آن دولت ايران و صفت فخيمه از آن دولت بريطانيا و صفت ونعت “بهيه”از آن دولت روسيه بود. با پناهندگي جناب بهاء به سفارت روس قول داد دينش را به پاس داشت خدمات آنها به وي “بهايي” نامد .و دخترش را “بهيه “ناميد.و آواره مينويسد :طاهره اولين کسي بود که ميرزا حسينعلي خان را “بهاء”لقب داد.کواکب ج1-ص257/271/272

مورخان بهايي معتقدند: لقب “بهاءالله”از روي قرعه در دشت بدشت انتخاب گرديد!(ظهور الحق –ص110-)کتاب حضرت بهاءالله-ص39

شوقي افندي مي گويد:هدف ما در تلاشهاي روس بهيه و انگليس فخيمه ايجاد دين و مذهب نبود.(کتاب خصايل اهل بهاء –ص91) نظر اجمالي –ص115

بهاء مشوق معاشرت بهاييان با تمام اديان با روح و ريحان است الا درباره مسلک خود که هيچ بهايي حق تحري حقيقت را ندارد

بنده مخلص جناب ميرزا حسينعلي (بهاءالله)و آقاي عبد البهاء که در عوامفريبي دست اسلافش را بسته گوي سبقت را از ايشان ربود افتخار کشور انگلستان بود ودر ازاي خدمات صادقانه اش!مورد توجه دولت انگليس قرار گرفت و مفتخر به لقب “سر عبد البهاء” گرديد. کواکب –ج2-ص296

آنچه که مسلم است

ميان پيامبران هيچ اختلافي نيست و هرچه هست متعلق به افراد کم دانش و متعصب آنهاست. وبه فرموده خداوند در سوره مبارکه “بقره”لا نفرق بين احد منهم

و شما بهاییان نخست “نبوت “بهاءالله رابا کتب آسماني ثابت کنيد سپس وارد اين تظلم و دادخواهي شويد.و بقول عامه:اول برادري را به اثبات برسان بعد ادعاي ارث نما

هيچ پيامبري رسول قبل از خود را رد نکرده و پيامبر بعد از خود را نيز معرفي نمود و در ختم رسل بودن پيامبر عظيم الشأن شکي نيست که مجال براي بحث نمي ماند


Advertisements
%d bloggers like this: